سلام به همه دوستان تبیانی عزیز .اگر در مورد مطلبی مقاله ای خواستید لطفا نظر بدهید تا در اسرع وقت برای شما در وبلاک قرار دهم
(با تشکر فرشاد) 
دسته ها :
دوشنبه بیست و دوم 7 1387
خارکنی بود که یک زن داشت و دو تا پسر, یکی به اسم سعد و یکی به اسم سعید. ر این خارکن صبح به صبح می رفت صحرا خار می کند و عصر به عصر خارها را می برد شهر می فروخت و زندگیش را می چرخاند. ر از بد روزگار
دسته ها :
يکشنبه بیست و یکم 7 1387
X